|
|
|
سلام به دوستان عزیز . دوتا کار از خودم و کیوان ....نظر یادتون نره .
چادر
ترسم كه دست نيازم به دامنت مادام كه چادر مشكيت برسر است رحمي بكن دل ما هم زسنگ نيست يك بي محبتي كه ببيند زسوي تو تكرارمي شود دوباره فعل شكستنش صد تكه مي شود به صداي مهيب باز آن تكه هاي كوچك از هم گسسته اش آزادكن مرا كه روم جاي ديگري يا چادر سياه خودت را دگر نپوش آن چادر سياه نبسته ره مرا ؟ تاآن كه دست نيازم به دامنت ؟ - اطلس – توراقسم به خداوند آسمان آن چادر سياه خودت را دگر نپوش . نصير رضائي نژاد
شاخه چرا اي شاخه از رقصيدن با باد خوشحالي نميداني كه بعد از هر بهاراني زمستان باز مي ايد به فكر مرگ فردا باش كه باد امروز با دستي نوازشگر تو را مسرور مي سازد و فردا جسم خشكت را به روي خاك اندازد فقط ناسازگاري كن شكست لحظه ها بسيار اسان است غرور مانده تا پاييز رنگ زرد مي گيرد وهركس در پي فرجام باشد سبز ميميرد
کیوان براهنگ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 23:58 توسط نصیر رضائی نژاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
|
درباره وبلاگ |
سکوت آب میتواندخشکی باشد
وفریادعطش سکوت گندم می تواندگرسنگی باشد وغریو پیروزمند قحط آنچنان که سکوت آفتاب ظلمات است اما سکوت آدمی فقدان جهان وخداست غریو را تصویر کن عصر مرا در منحنی تازیانه به نیشخط رنج همسایه ی مرا بیگانه با امید خدا وحرمت ما را که به درهم دینار برکشیده اند و فروخته تمام الفاظ را دراختیار داشتیم وآن نگفتیم که به کار آید چرا که تنها یک سخن یک سخن در میانه نبود آزادی مانگفتیم تو تصویرش کن |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1387 آذر 1386 مهر 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 دی 1385 آذر 1385 مهر 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 |
|
لینک دوستان |
|
سایت رسمی نوال الزغبی سایت رسمی دیانا حداد ترجمه ترانه های عربی نانسی عجرم الیسا نوال الزغبی میریام فارس آرشیو پیوندهای روزانه |
| امکانات |
|
RSS
|