|
ربکا13
|
||
|
من درد مشترکم مرا فریاد کن |
سلام میکنم به همه دوستان. بهانه ای بهتر از نوروز برای به روز شدن پیدا نکردم. امید وارم سال بسیار خوبی رو شروع کرده باشید و تا آخرش در شادی ها به روتون باز باشه.
نوروز شد و کهنگی سالم رفت
آن تلخی قهوه از ته فالم رفت
نارنج دلم بهار کرد و امسال
پاییز غم انگیز از احوالم رفت.
و این کار رو تقدیم می کنم به دوستانی که هرچند ازشون دورم ولی باگرمای محبتشون خودم رو گرم نگه می دارم .
تقدیم به : سیروس نوذری – روح الله کرهانی – کیوان براهنگ – عدالت زارعیان – احسان رضایی – احسان براهیمی – هادی حدادی و همه عزیزانی که برای دیدنشون دلتنگم.
من غیر شما پیش کسی خم نشدم
هی وحی رسید و باز آدم نشدم
در شعر تلاش من به جایی نرسید
یک ناخن کوچک شما هم نشدم.
غزل اول:
بعد از تو آوازم همیشه گام ماتم داشت
چشمان خیسم را ندیدی حس شبنم داشت
از روز اول یا علی گفتی ولی افسوس
از روز اول هم صدایت ابن ملجم داشت
از خشکی دریای عشقت قصه ها گفتی
روزی که حتی آسمان باران نم نم داشت
گفتی که مرهم میگذاری زخم عشقت را
زخم زبانهایت کدامش بوی مرهم داشت؟
این خاطرات کهنه را دیگر نمیخوانم
تقویم عشق من فقط رنگ محرم داشت
من فال خود را در کتاب حافظی دیدم
که برگ برگش شاخه های خشک مریم داشت
این استکان آخری را بی تو نوشیدم
این استکان آخری را که فقط سم داشت
این بیت بیت آخری بود و فقط غم داشت
این بیت بیت آخری بود و تو را کم داشت.
غزل دوم
ویروس یا یک تروژان تیری از آرش بگیرد
چیزی شبیه فایروال یک دفعه آتش بگیرد
پیغام های رجیستر، شات داون ،استارت، خرخر
یا آنکه ویندوز سیستم هارد تو را کش بگیرد
یک مرحله مانده تا تو این گیم را هم ... ولی نه
سی دی بازی کانتر هی خود به خود خش بگیرد
یک پالس، یک نویزممتد از اسپیکر می شود پخش
تا انتقام از صدای پوران و دلکش بگیرد
وبکم و لامپ کناری در حالت بی قراری
عکس تو را با دماغی زشت و مشوش بگیرد
خط و نشان روی صفحه با شکلکی مثل لبخند
حال تو را هم به وقتش در حالت غش بگیرد
آنتی ویروس خودت را آپدیت کردی و او رفت
تا انتقام تو را از کیس سیاوش بگیرد
یک روز با تیر آرش در هارد دیسک سیاوش
چیزی شبیه فایروال یک دفعه آتش بگیرد.
سلام
می دونم دیر اومدم . از تمام دوستانی که همیشه به من لطف دارن صمیمانه سپاسگذارم .
اول از همه سه تا کار از خودم بخونید :
کار اول رو تقدیم میکنم به همه شما بزرگواران
چه صادقانه و بی غش چه ساده برگشتم
هنوز اطلسی ات گل نداده برگشتم
همین محیط صمیمی همین صداقت محض
بهانه ای شد و من هم پیاده برگشتم
***
یک بار نشد که لاله پر پر بکند
یا یک غزل جدایی از بر بکند
گفتیم که مرده لیلی ات اما او
مجنون تر از این هاست که باور بکند
***
دیروز اگر دل تو از سنگ نبود
مهر تو به هر بهانه کم رنگ نبود
ای حسرت روز های تلخی که گذشت
ای کاش دلم برای تو تنگ نبود
باور کنید اگه می خواستم زندگیم رو تو یه شعر خلاصه کنم به این زیبایی نمی شد کیوان عزیزم این کار رو کرد و این غزل رو برای من سرود . راستی وبلاگ عروسک کوکی هم زمان با این وبلاگ به روز شده حتما سر بزنید .
خانم سلام ، رازقی نارس توام
دور و برم شلوغ ولی بیکس توام
صد سال آزگار دراین کوچه های مات
بازیچه ی نگاه کس و ناکس توام
بازیچه ی قمار شکستن قمار عشق
می سوزم از درونم و دلواپس توام
شعله به شعله غرق غزل می شوم ولی
من سالهاست مرده ی آتش بس توام
در قحطی ستاره تو تنها کس منی
جغرافیای عاطفه ای اطلس منی
یه غزل زیبا از استاد مهدی مباشر که یکی از اساتید طنز پرداز و نکته دان شیراز هستند بخونید این غزل در کتاب قطره سال 82 به چاپ رسیده .
روزی که استعدادها خاموش بودند
از ترس جان فریاد ها خاموش بودند
فریادها آهسته در خود می شکستند
در مسلخ جلاد ها خاموش بودند
در سینه سرخان نغمه های سرخ پنهان
از وحشت صیاد ها خاموش بودند
در زیر بار منت نقدینه ای چند
بسیاری از نقاد ها خاموش بودند
بی درد ها در عیش و نوش درد مندان
کنج حصیر آباد ها خاموش بودند
ناگاه فریادی از آن بداد برخاست
روزی که حتی داد ها خاموش بودند
مردم برای آن وفاق و هم نوایی
از دیدن اضداد ها خاموش بودند
ترسم که خود، فرداییان امروزیان را
گویند از رخدادها خاموش بودند
|
|